«سینما» رسانهای است که بخش مهمی از «رسالت» آن «سرگرم کردن مخاطب» است/ «سینمای کوتاه» را مسیری برای رسیدن به «سینمای بلند» و نوعی «تمرین» میدانم


این سینماگر در مورد فقدان بستر مناسب برای دسترسی مخاطبان عام به فیلمهای کوتاه تصریح نمود: من شخصاً سینمای کوتاه را مسیری برای رسیدن به سینمای بلند و نوعی تمرین میدانم؛
«احمد معبودی» کارگردان فیلم کوتاه «زقوم» به عنوان یکی از فیلمهای داستانی حاضر در بخش ملی چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به اهمیت فیلمنامه و قصه گویی در سینمای کوتاه، اظهار داشت: قصهگویی و روایت قصهای که شروع، میانه و پایان داشته باشد، بهویژه پایانبندی مشخص، کار سختی است. اینکه بخواهیم در یک فیلم ۵، ۱۰ یا ۱۵ دقیقهای چنین قصهای را روایت کنیم، دشواریهای خودش را دارد.
ذهن بعضی از آدمها، از جمله خود من، قصهگوست و دوست دارم قصه را به شکلی که میپسندم، یعنی به شیوه قصهگویی، به پایان برسانم. فیلمنامه هم همینطور است؛ شروع، میانه و پایان دارد.
این کارگردان فیلم کوتاه با بیان این مطلب که بخشی از فیلمسازان و فیلمنامهنویسانی که در فیلم کوتاه پایان را باز میگذارند، به دلیل ضعف در قصهگویی این کار را انجام میدهند؛ تصریح نمود: ما سالهاست که فیلمهای کوتاه را رصد میکنیم و میبینیم. به نظرم، بخشی از موفقترین فیلمهای کوتاه سینمای ایران اتفاقاً پایانبندی مشخصی دارند.
شما میتوانید فیلمهای برادران ارگ، «سرکوب»، «روتوش»، «سبز کلهقاضی» و «سایهفیلم» را ببینید؛ این آثار همگی قصهای کلاسیک و پایانی مشخص دارند. البته خلق چنین آثاری کار دشواری است.
من هم این کار را انجام دادهام، اما اینکه چقدر در آن موفق بودهام، خدا میداند و این را دیگر منتقدان، داوران و صاحبنظران باید بگویند؛ من نمیتوانم درباره آن قضاوت کنم. معبودی با انتقاد از شیوه پایان بندی در فیلم های کوتاه ساخته شده در سال های اخیر بیان کرد: به نظر من، بخشی از ضعف فیلمنامهنویسی دقیقاً از همینجا ناشی میشود؛ اینکه فیلمساز تصور میکند چون فیلمش کوتاه است، میتواند آن را به هر شکلی که میخواهد تمام کند یا قصه را در میانه روایت رها کند.
بخش زیادی از فیلمهایی که در چند سال اخیر دیدهایم، چنین وضعیتی دارند. این مسئله به قصهگویی و پایانبندی، یعنی ایجاد حس تمام شدن یک فیلم و یک داستان، برمیگردد.
کارگردان فیلم مستند کوتاه «من شیخ عبدالصاحب هستم» درباره اینکه چرا سینمای کوتاه فرمزده شده است؛ اظهار داشت: این که چرا سینمای کوتاه فرم زده شده است باید بگویم تکنولوژی آنقدر پیشرفت کرده که میتوان تصاویر زیبایی خلق کرد، اما این تصاویر ممکن است قصه یا محتوای مشخصی نداشته باشند یا محتوای اثر بهگونهای باشد که مخاطب نتواند آن را درک کند. گاهی فیلمی با رویکرد فرمالیستی میسازیم و وقتی مخاطب آن را نمیفهمد، میگوییم او متوجه منظور ما نشده است؛ درحالیکه به نظر من، این نگاه اشتباه است.
مخاطب باید بتواند فیلم را بفهمد. او ادامه داد: سینما رسانهای است که بخش مهمی از رسالت آن سرگرم کردن مخاطب است.
فیلم کوتاه هم از این قاعده مستثنا نیست. سرگرمی از سینما جداییناپذیر است، اما متأسفانه ما این موضوع را فراموش کردهایم.
مخاطب باید بتواند در ۵، ۱۰ یا ۲۰ دقیقه تماشای فیلم سرگرم شود و این سرگرمکنندگی بر عهده فرم و محتوا، هر دو، است. این دو از یکدیگر جدا نیستند.
سالهاست که صاحبنظران درباره این موضوع صحبت میکنند، اما در نهایت، فرم و محتوا باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. این سینماگر در مورد فقدان بستر مناسب برای دسترسی مخاطبان عام به فیلمهای کوتاه تصریح نمود: من شخصاً سینمای کوتاه را مسیری برای رسیدن به سینمای بلند و نوعی تمرین میدانم؛ هرچند این فیلم، نخستین تجربه داستانگویی من است.
هر فیلمساز میتواند آنچه را در ذهن و در چارچوب ذهنیت خود دارد، اجرا کند و من هم میخواهم ایدهام را به تصویر بکشم. اینکه چنین بستری برای دیده شدن وجود دارد، اهمیت دارد؛ اما اینکه چه کسانی فیلم را ببینند، گاهی ممکن است فقط دو نفر آن را تماشا کنند و گاهی تمام جهان آن را ببیند.
این دیگر به رسالت خود فیلم برمیگردد. رسالت من بهعنوان فیلمساز این است که حرفم را بزنم.
وی افزود: درباره فیلم خودم باید بگویم زمانی که فیلمنامه را نوشتم و فیلم را ساختم، جریان غزه تازه شکل گرفته بود و مردم غزه کشته میشدند؛ این اتفاقات پیش از حوادثی بود که در ایران رخ داد. جنگ ما مربوط به حدود یک سال و نیم پیش بود.
«احمد معبودی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: فیلمنامه برای من چندلایه است؛ یعنی هنگام نوشتن تلاش میکنم لایههای مختلفی در آن ایجاد کنم و عناصری را که مدنظر دارم، در اثر به کار بگیرم. بااینحال، اتفاقات غزه واقعاً بر من تأثیر گذاشتند و فیلمنامه نیز تحت تأثیر آن رویدادها شکل گرفت.
اشارههایی هم به این موضوع در خود فیلم وجود دارد که بسیار جزئی و کوتاه است؛ اشارههایی که مخاطب موردنظر، در صورت تماشای فیلم، متوجه آنها خواهد شد.