دیباچه سرخ؛ قصه «برگی» که آغاز دفتر شهادت در خراسانجنوبی شد

پیکر مطهر شهید حسین برگی در قطعه یک گلزار شهدای بیرجند به خاک سپرده شد تا مزار او، دیباچه و سرآغاز دفتری شود که بعدها نام بیش از دو هزار و ۴۰۰ لاله گلگونکفن خراسان جنوبی در آن ثبت شد؛
بوی آهن داغ در کارگاه میپیچید، مردی پشت دستگاه تراش ایستاده بود و فلز سرد را آرامآرام شکل میداد؛ مردی که زندگیاش میان کار، خانواده، روستا و جلسات مذهبی میگذشت. سه فرزند داشت و سهمش از روزهای معمول زندگی، همین چیزهای ساده بود؛ نان حلال، خانهای کوچک و مردمی که او را میشناختند.
روزی رسید که دستگاه تراش را رها کرد، از خانه و سه فرزندش فاصله گرفت و راهی جایی شد که صدای آهن نه از تیغه تراشکاری، که از شلیک گلوله و تانک شنیده میشد؛ سوسنگرد. آن روز شاید کسی نمیدانست مردی که از روستای نوغابچیک بیرجند به جبهه رسیده، قرار است نخستین نام دفتر شهدای دوران دفاع مقدس خراسان جنوبی باشد.
قصه از نوغابچیک شروع شد «حسین برگی» نهم اسفند ۱۳۲۷ در روستای نوغابچیک از توابع بیرجند به دنیا آمد.روستا برای او فقط محل تولد نبود؛ جایی بود که شخصیتش در میان مردم شکل گرفت. زندگی ساده روستایی، کار و تلاش و پیوند با خانواده و همسایهها، سالهای کودکی و جوانی او را ساخت.
پس از گذراندن دوران سربازی، به سراغ کار رفت و در یک کارگاه تراشکاری مشغول شد. زندگی خانوادگی نیز شکل گرفت و سه فرزند حاصل این زندگی شدند.
اگر بخواهیم از بیرون نگاه کنیم، همهچیز شبیه یک زندگی معمولی بود؛ مردی که کار میکند، خانواده دارد و برای آینده فرزندانش تلاش میکند؛اما در درون این زندگی آرام، یک دغدغه بزرگتر جریان داشت. او همان دلاوری بود که در روزهای پرشور بهمن ۵۷ و در اوج خفقان رژیم ستمشاهی، بندهای طناب را به دست گرفت و مجسمه شاه را در میدان کوروش (میدان ابوذر فعلی) بیرجند به زیر کشید تا نخستین جرقههای شکست طاغوت را در شهر روشن کند.
با پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران، همان مردِ صفشکنِ میدان شهر، ردای سبز پاسداری پوشید و با آغاز تندباد هجوم متجاوزان بعثی، دیگر ماندن در شهر را تاب نیاورد؛ کولهبارش را بست و خود را به خط مقدم خوزستان رساند. او از آن آدمهایی بود که اعتقاد را فقط در حرف نگه نمیداشت؛ آن را در رفتار روزانهاش نشان میداد، همین روحیه پس از پیروزی انقلاب نیز ادامه پیدا کرد.
دفاع از خاک مسوولیتی مهم از خانه و کار انقلاب که پیروز شد، حسین برگی به سپاه پاسداران پیوست؛ انگار مرحله تازهای از همان مسیری بود که سالها پیش آغاز کرده بود. برای او، پاسداری فقط یک عنوان نبود بلکه مسئولیتی بود که باید آن را زندگی میکرد.
جنگ که آغاز شد، معادلات زندگی خیلیها تغییر کرد.مردانی که تا دیروز نگران کار و خانواده بودند، ناگهان خودشان را در برابر پرسشی بزرگ دیدند: وقتی کشور در خطر است، سهم من از دفاع چیست؟ «حسین برگی» پاسخ خودش را پیدا کرده بود، او به منطقه سوسنگرد رفت؛ جایی که در نخستین ماههای جنگ، به یکی از نمادهای مقاومت در برابر ارتش بعث عراق تبدیل شده بود.
پشت سر او خانهای مانده بود و سه فرزند؛ سه کودکی که پدرشان را میشناختند با همان لباسهای کار و چهرهای که هر روز میدیدند؛ اما حالا باید چشم به راه بازگشت مردی میماندند که به جنگ رفته بود. گاهی بزرگترین تصمیمهای تاریخ، در خانههای کوچک میان نگاه یک مادر، دستهای یک پدر و چشمهای منتظر چند کودک گرفته میشوند.
بیستوششمین روز از آذرماه سال ۱۳۵۹، آسمان منطقه عملیاتی سوسنگرد زیر باران آتش و ترکش، رنگی از دلهره به خود گرفته بود. غرش تانکهای بعثی سکوت دشت را میشکست و خاکریزها مدام زیر شلاق خمپارهها زیرورو میشدند.
پرواز به وقت اذان در میانه همان التهاب و دود، هنگامهای که آوای اذان ظهر بر فراز سنگرها طنینانداز شد، «حسین برگی» وضویی به زلالی خاک جبهه ساخت و در خلوت سنگر به قامت ایستاد. لحظاتی بعد، شلیک مستقیم گلوله تانک دشمن، سکوت سنگر را شکافت و سنگرگاه محقر او را به سجدهگاهی خونین بدل ساخت تا پاسدار ۳۲ ساله دیار خاوران، با بدنی آغشته به خون، دعوت حق را لبیک گوید و نامش را به عنوان نخستین مسافر آسمانی دیار خراسان جنوبی ثبت کند.
چند روز بعد، پیکر گلگونکفن این شهید سرافراز به زادگاهش بیرجند بازگشت. کوچهها و خیابانهای شهر، از میدان شهدا تا گلزار، لبریز از جمعیتی شد که نخستین فرزند شهید خود را با اشک و حماسه بر دوش میکشیدند.
بیرجند در آن روزهای سرد دیماه ۵۹، در سوگ مردی یکپارچه ایستاد که سینه سپر کرد تا خاک وطن از پای نیفتد. پیکر مطهر شهید حسین برگی در قطعه یک گلزار شهدای بیرجند به خاک سپرده شد تا مزار او، دیباچه و سرآغاز دفتری شود که بعدها نام بیش از دو هزار و ۴۰۰ لاله گلگونکفن خراسان جنوبی در آن ثبت شد؛ برگی سرخ که هرگز رنگ خزان به خود نخواهد دید.
بیش از چهار دهه از آن روز گذشته است،نسلها عوض شدهاند. بسیاری از کودکان آن روزها امروز خود پدر و مادر شدهاند.
صدای توپ و تانک از سوسنگرد دور شده و جنگ، برای نسلهای تازه بیشتر یک روایت تاریخی است تا خاطرهای زنده؛ اما در قطعه ۲ گلزار شهدای بیرجند، سنگی هنوز نام حسین برگی را بر خود دارد. مزار او در سکوت ایستاده است؛ بیآنکه چیزی بگوید، اما با روایتی که هنوز میتوان خواند.
اجلاسیه ۶۴۵ شهید شهرستان بیرجند چهاردهم شهریورماه ساعت ۲۰:۳۰ در میدان تجمعات شهید رئیسی واقع در میدان آیتالله خامنهای برگزار میشود. سخنران محوری مراسم حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی از سخنرانان بیت امام شهید است و مداحی مراسم را کربلایی امین قدیم بر عهده دارد.