بانویی که از تخت بیمارستان به کارآفرینی رسید


با ورود به کارخانه، بوی تازگی فضا به مشام میرسید و صدای کار دستگاهها در کنار رفتوآمد کارکنان، از جریان بیوقفه کار خبر میداد.
حالا در کنار او، کسانی تلاش میکنند تا نان به سفره خانوادههایشان ببرند، و شاید زیباترین بخش این قصه همین باشد، زنی که برای ساختن آینده خودش جنگید و امروز امید را به زندگی دیگران هم گره زده است. بعضی کارخانهها با سرمایههای بزرگ آغاز نمیشوند، گاهی برای ساختن و سرپا نگهداشتنشان باید قدمبهقدم جنگید، برای هر مترش زحمت کشید و در بازاری که رقابت در آن آسان نیست، جایی برای خود باز کرد.
این مسیر برای یک زن، گاهی دشوارتر است، زنی که باید بیشتر تلاش کند تا بماند، بسازد و از رقابت عقب نماند. زنان کارآفرین تبریزی، قصه همین تلاشها هستند، زنانی که با امید و پشتکار، به این باور رسیدهاند که یا راهی پیدا میکنند یا راهی خواهند ساخت.
در جریان بازدیدی به دعوت بهزیستی، با یکی از زنان کارآفرین به گفتوگو نشستم که پیش از این دیدار، بارها از تلاش و پشتکارش شنیده بودم. کارکنان بهزیستی میگفتند خانم مهدیزاده آنقدر عزتنفس داشت که حاضر نبود برای راهاندازی و پیشبرد کارش از بهزیستی وام بگیرد.
با ورود به کارخانه، بوی تازگی فضا به مشام میرسید و صدای کار دستگاهها در کنار رفتوآمد کارکنان، از جریان بیوقفه کار خبر میداد. هرکس مشغول کاری بود و چرخ تولید همچنان میچرخید، در کارخانهای که حاصل سالها تلاش و ایستادگی زنی است که قدمبهقدم آن را ساخته و برای سرپا نگهداشتنش از داراییهای خود گذشته است.
چند ماه پیش، بخشی از کارخانه در جریان جنگ رمضان آسیب دید، اما فعالیت این مجموعه پس از وقفهای کوتاه از سر گرفته شد و کارگران بار دیگر پای دستگاههای تولید ایستادند. از بستری در بیمارستان رازی تا کارآفرینی فاطمه مهدیزاده، مؤسس و مدیر یکی از کارخانههای کارتنسازی تبریز، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به اتفاقات زندگی خود پیش از ورود به عرصه کارآفرینی میگوید: حوادثی در زندگیام افتاد که در نهایت به طلاق ختم شد.
پس از آن، به بیماری اعصاب و روان مبتلا شدم و حدود یک تا دو ماه در بیمارستان رازی تبریز بستری بودم. با توجه به اینکه پزشکان متوجه شدند حالم روزبهروز بدتر میشود، تلاش کردند شرایطی فراهم کنند تا به زندگی بازگردم.
به همین دلیل، انجام یک کار کوچک در حوزه بستهبندی و برچسبزنی روی بستهها به من پیشنهاد شد. او میافزاید: چند ماه در این زمینه کار کردم، اما بهتدریج متوجه شدم درآمد این کار برای تأمین هزینههای زندگی کافی نیست.
به همین دلیل، به این فکر افتادم که خودم کسبوکاری راهاندازی کنم و همان فعالیت بستهبندی را در ابعاد گستردهتری ادامه دهم. مهدیزاده با اشاره به آغاز فعالیت خود در صنعت کارتنسازی اظهار میکند: حدود ۱۴ سال پیش، کار کارتنسازی را با دست خالی و با استفاده از وام آغاز کردم.
در سالهای نخست، بخش عمده درآمدمان صرف بازپرداخت وامها میشد. مدتی در مکان استیجاری فعالیت کردم، اما پس از آن، به لطف خدا توانستم زمینی تهیه کنم و با تلاش فراوان، سولهای بسازم که بهتدریج به یک کارخانه تبدیل شد.
او با اشاره به خسارتهای واردشده به کارخانه در جریان جنگ رمضان میگوید: کارخانه در جریان جنگ آسیب دید و پس از آن نیز افزایش قیمت دلار مشکلات ما را بیشتر کرد. محصولاتی را پیش از عید فروخته بودیم، اما با افزایش قیمتها، دیگر نمیتوانستیم مواد اولیه موردنیاز برای جایگزینی آنها را با همان شرایط قبلی تهیه کنیم.
یکی از دستگاههای کارخانه نیز بهاندازهای آسیب دید که دیگر قابل استفاده نبود. این کارآفرین تبریزی ادامه میدهد: تا پیش از این، مواد اولیه را از بیرون تهیه میکردیم و آنها را به ابعاد موردنیاز مشتریان تبدیل میکردیم، اما بهتدریج مشکلات تأمینکنندگان و افزایش قیمت مواد اولیه، ادامه کار را دشوار کرد.
به همین دلیل تصمیم گرفتم تولید مواد اولیه را نیز در مجموعه خودمان انجام دهم تا وابستگی کمتری به تأمینکنندگان بیرونی داشته باشیم. مهدیزاده با اشاره به تأمین سرمایه برای خرید دستگاه جدید بیان میکند: برای اینکه بتوانم این مرحله از کار را پیش ببرم، خانه دامادم و خودروی شخصیام را فروختم و در کنار آن، وام گرفتم تا دستگاه موردنیاز برای تولید مواد اولیه را خریداری کنم.
این تصمیم را به این دلیل گرفتم که بتوانیم مواد اولیه را نیز خودمان تولید کنیم و با مشکلات کمتری به فعالیت ادامه دهیم. او درباره وضعیت کنونی کارخانه میگوید: در حال حاضر، بیش از ۴۰ میلیارد تومان سرمایه در کارخانه وجود دارد و ۹ نفر از کارکنان بهصورت مستقیم و با پوشش بیمه مشغول فعالیت هستند.
علاوه بر این، سه نفر نیز بهصورت غیرمستقیم با مجموعه همکاری میکنند. مؤسس و مدیر این کارخانه کارتنسازی با اشاره به خسارتهای ناشی از جنگ رمضان خاطرنشان میکند: در جریان جنگ، حدود پنج میلیارد تومان خسارت به کارخانه وارد شده است، اما تاکنون پرداختی بابت این خسارتها نداشتهایم.
روایت دختری که بار زندگی را به دوش میکشد یکی از کارکنان کارخانه کارتنسازی تبریز که بهدلیل شرایط زندگی، سرپرستی خانوادهاش را برعهده دارد، در گفتوگو با ایسنا میگوید: مدرک تحصیلیام دیپلم است و بهدلیل مشکلاتی که در زندگی داشتهام، سرپرست خانواده هستم. از شغلم رضایت دارم، هرچند حقوقی که دریافت میکنیم، پاسخگوی تمام هزینههای زندگی نیست، با این حال، مجبوریم کار کنیم و با همین درآمد زندگی را بگذرانیم.
او با بیان اینکه حقوق کارکنان مطابق قانون کار پرداخت میشود، میافزاید: این موضوع فقط مربوط به این مجموعه نیست و در بسیاری از محلهای کار شرایط همینطور است؛ بنابراین، مشکل را از مجموعه نمیدانم. یکی از مزیتهای کار کردن در این کارخانه، نزدیک بودن آن به محل زندگیام است.
از طرفی، خانم مهدیزاده همیشه حامی ما بوده و در شرایط مختلف به ما کمک کرده است. این دختر جوان با اشاره به رفتار مدیر کارخانه با کارکنان اظهار میکند: خانم مهدیزاده اصلاً خودش را مدیر نمیداند.
خیلی وقتها که حجم کار بالا میرود، خودش هم کنار ما میآید و مثل یک کارگر کار میکند. این رفتار برای ما ارزشمند است و احساس میکنیم در محیط کار تنها نیستیم.
او درباره آسیبدیدن کارخانه در جریان جنگ رمضان نیز میگوید: حادثه شب اتفاق افتاد و خوشبختانه هیچکدام از ما اینجا نبودیم که آسیب ببینیم. مجموعه حدود یک هفته تعطیل شد و بعد از آن دوباره به سر کار برگشتیم.
این کارمند با اشاره به توجه مدیر کارخانه به مناسبتهای مختلف خاطرنشان میکند: در مناسبتهایی مانند روز زن، روز دختر و عید نیز خانم مهدیزاده هوای ما را دارد و به فکرمان است. این توجهها، در کنار شرایط کاری و حمایتی که از ما میکند، برایمان اهمیت زیادی دارد.