خطر بزرگ برای کشور / نادیده گرفتن اکثریتی که هنوز سکوت میکنند


میانهروها که بزرگترین گروه و گرایش جامعه هستند، گاهی در بزنگاهها حرکت میکنند و حرکتشان بزرگ و تعیینکننده است.
میانهروی طرفداران خاموش زیادی دارد؛ زیرا هیاهو نداشتن، خود از اصول میانهروی است. اگر هیاهو میکردند که دیگر میانهرو نبودند!
اما این سکوت را نباید ناشنیده گرفت. میانهروها که بزرگترین گروه و گرایش جامعه هستند، گاهی در بزنگاهها حرکت میکنند و حرکتشان بزرگ و تعیینکننده است.
عدهای هم که عادت ندارند، یا نمیخواهند یا نمیتوانند گرایش این گروهِ بیهیاهو را ببینند، غافلگیر و شگفتزده و از آن بدتر، جامانده میشوند. میانهروها در سکوتِ فعال به سر میبرند و در بزنگاههایی که حرکت میکنند، از آنجا که اکثریت دارند، کشور را به مسیری که میخواهند میبرند.
میانهروها در بیشتر مواقع محبوب نیستند. محبوبیتها را آنانی میسازند که طرفدار یک طرف هستند و مخالف طرف دیگر.
میانهروها را هر دو طرف یا چند طرف دوست ندارند یا در حالت بهتر، نادیده میگیرند؛ ولی در مواقعی ناگهان این اکثریت، خاموشی را کنار میگذارند و به طرزی تعیینکننده وارد صحنه میشوند. رسانهها و افراد و گروههای میانهرو، سالها و دههها با این گروه بزرگ و تأثیرگذار صحبت میکنند.
در حالی که به نظر میرسد با کسی صحبت نمیکنند و طرفداری ندارند؛ ولی این گروه بزرگ جامعه، ناگهان خاموشی را کنار میگذارند و ابراز نظر میکنند و آن روز معلوم میشود سالها و دههها صحبت با آنها و از زبان آنها تا چه حد ضروری بوده است. امروز بهخوبی میدانیم که مملکتی اگر میخواهد یک مملکت بماند، ملت باید یک ملت بماند.
اینکه ملتی هم یک ملت بماند، نیاز به اندیشه منسجمکننده و دستگاه فکری است که اکثریت آن ملت به دور آن جمع شوند و جمع بمانند. این اندیشه منسجمکننده بایست جذب حداکثری و دفع حداقلی داشته باشد.
این را که این دستگاه فکری چیست، اندیشمندان و اتاقهای فکر مملکت لازم است با درک وسیع از وضع مردم و اوضاع جهان دریابند و در رسانههایی که بودجه دولتی دارند، مطرح و دنبال کنند. از نظرات مخالف با آن آگاه شوند، ایرادهای منطقی را بپذیرند و اصلاح کنند.