هدف آمریکا از جنگ علیه ایران، تضعیف جبهه کشورهای مستقل و مهار چین بود

محمد جمشیدی، در روزنامه ایران نوشت: یکی از اهداف کلان و راهبردی آمریکا از جنگ علیه ایران، تضعیف و ازهمگسیختن جبهه کشورهای مستقل و قدرتهای نوظهور بود.
استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه یکی از اهداف کلان و راهبردی آمریکا از جنگ علیه ایران، تضعیف و ازهمگسیختن جبهه کشورهای مستقل و قدرتهای نوظهور بود، گفت: از این منظر، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را میتوان نوعی جنگ علیه چین نیز دانست؛ زیرا تضعیف ایران میتوانست مقدمهای برای حرکت واشنگتن به سمت شرق و مواجهه با پکن باشد. وی بر ضرورت تقویت همکاریهای سیاسی و راهبردی ایران و چین تأکید کرد.
محمد جمشیدی، در روزنامه ایران نوشت: یکی از اهداف کلان و راهبردی آمریکا از جنگ علیه ایران، تضعیف و ازهمگسیختن جبهه کشورهای مستقل و قدرتهای نوظهور بود. از این منظر، میتوان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را نوعی جنگ علیه چین نیز دانست؛ زیرا ایران یکی از جبهههای اصلی مستقل در منطقه محسوب میشود و تضعیف آن میتوانست مقدمهای برای حرکت آمریکا به سمت شرق و مواجهه با چین باشد.
واشنگتن در دوره اخیر تلاش کرده است روابط خود با پکن را مدیریت کند و از ایجاد ثبات راهبردی سخن بگوید اما به نظر میرسد این مواضع و نمایش تعامل از عمق کافی برخوردار نیست و اهداف دیگری در پس آن قرار دارد. فراموش نکنیم که دولت ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود، چین را بهعنوان قدرت بزرگ و تهدید اصلی آمریکا معرفی کرده بود.
در همین چارچوب، هدف جنگ علیه ایران صرفاً محدود به جمهوری اسلامی نبود، بلکه تهدید موجودیتی ایران و حتی سرزمین و تمدن ایرانی را دنبال میکرد. البته آمریکا در دستیابی به اهداف خود شکست خورد، اما این تجربه نشان میدهد که نباید تحولات اخیر در روابط واشنگتن و پکن را بدون توجه به رقابت راهبردی دو کشور ارزیابی کرد.
طبیعتاً اگر تهران و پکن درک مشترکی از این تحولات داشته باشند، ضرورت تقویت و توسعه تعاملات دوجانبه بیش از گذشته احساس میشود. همکاریهای دو کشور نباید صرفاً به مناسبات اقتصادی و معرفی پروژههای مشترک محدود بماند، بلکه باید به سمت همکاریهای راهبردیتر، عمیقتر و معنادارتر حرکت کند.
در پرونده هستهای ایران نیز مواضع چین اهمیت ویژهای دارد. پکن در تحولات اخیر، چه در شورای امنیت و چه در شورای حکام از مواضع ایران دفاع کرده است.
اگرچه چین بهطور سنتی استفاده از حق وتو را به حوزههای پیرامونی خود محدود میکرد، در سالهای اخیر در موضوعات ژئوپلتیکی دیگر نیز از این ابزار بهره گرفته است؛ از جمله در پرونده یمن و مخالفت با اقدام نظامی آمریکا علیه ایران در شورای امنیت که با وتوی مشترک چین و روسیه همراه شد. بنابراین، دوستی ایران و چین میتواند پایدار باشد اما حفظ و تقویت آن مستلزم تحرک دیپلماتیک بیشتر و توسعه همکاریهای سیاسی و راهبردی دو کشور است.