تناقض در ارزشهای ادعایی اروپا؛ پیامدهای انسانی و سیاسی جنگ غزه بر بروکسل


جنایتها و پیامدهای انسانی سنگین در غزه طی سالهای اخیر تنها یک بحران منطقهای در خاورمیانه نیست، بلکه معیاری برای سنجش ادعاهای اخلاقی و حقوق بشری غرب تبدیل شده است.
یک تحلیلگر امور اتحادیه اروپا در یادداشتی در روزنامه گاردین هشدار داد که نحوه مواجهه و موضعگیری سران اروپایی در قبال جنگ غزه، شکافها و روندهای پنهانی را در داخل این اتحادیه آشکار کرده که هفته به هفته در حال گسترش و تعمیق است. این گزارش تاکید میکند که فرسایش معیارهای دوگانه در بروکسل، معافیت از مجازات و مجازات ابراز همبستگی با رنجهای مردم فلسطین، ادعاهای دیرینه اتحادیه اروپا را درباره حاکمیت قانون و حقوق بشر بهشدت زیر سوال برده است.
جنایتها و پیامدهای انسانی سنگین در غزه طی سالهای اخیر تنها یک بحران منطقهای در خاورمیانه نیست، بلکه معیاری برای سنجش ادعاهای اخلاقی و حقوق بشری غرب تبدیل شده است. سران اروپایی که همواره خود را پرچمدار دموکراسی، آزادی بیان و دفاع از اقلیتها در جهان معرفی میکردند، اکنون در برابر افکار عمومی بینالمللی و جامعه خود با اتهام تناقض و رویههای نژادپرستانه ساختاری مواجه شدهاند.
سرکوب همبستگی با فلسطین و اعمال استانداردهای دوگانه حقوق بشری تحلیلگر گاردین در بخشی از گزارش خود به فشارها و محدودیتهای بیسابقهای اشاره میکند که علیه فعالان حقوق بشری، شهروندان و سازمانهای غیردولتی مدافع حقوق فلسطین در کشورهای مختلف اروپایی اعمال میشود. براساس این تحلیل، هرگونه ابراز همبستگی با مردم غزه و انتقاد از اقدامهای نظامی، در سیاستهای اجرایی نهادهای اروپایی با جرمانگاری، سانسور یا مجازاتهای اداری و مالی روبهرو شده است.
این روزنامه به قطع بودجه و اقدامهای حقوقی علیه شبکه اروپایی علیه نژادپرستی (ENAR) اشاره میکند که پس از موضعگیری در قبال حقوق بشر و حقوق فلسطینیان، با تهدید توقف فعالیتها و پروندههای قضایی در دادگاه عمومی اتحادیه اروپا مواجه شد. گاردین نوشت که نهادهای اداری در راهروهای قدرت بروکسل دستورالعملها و کدهای غیررسمی جدیدی را اعمال میکنند که براساس آن، حمایت از حقوق ابتدایی انسانها در غزه مساوی با خط قرمز تلقی شده و حامیان آن مجازات میشوند.
این رویکرد دوگانه ثابت میکند که برای ساختار قدرت در اروپا، مفاهیمی مانند کرامت انسانی و حقوق بشر فراگیر نیستند، بلکه بسته به هویت قربانیان و جغرافیای سیاسی، تعاریف متفاوتی پیدا میکنند. زمانی که رنج گروهی از انسانها نادیده گرفته میشود و حقوق گروهی دیگر در اولویت قرار میگیرد، پایه و اساس باور عمومی به قوانین بینالمللی و حقوق بشر فرو میریزد.
تشدید اسلامستیزی و فشار بر مسلمانان و اقلیتها در اروپا بخش دیگری از گزارش گاردین به موج فزاینده اسلامستیزی ساختاری و راه افتادن کارزار آسیبزایی علیه مسلمانان اروپا اشاره دارد که با چراغ سبز یا سکوت نمایندگان پارلمان اروپا و مقامهای سیاسی تشدید شده است. به موازات سرکوب اعتراضات مردمی، فضای سیاسی اروپا به سمتی سوق داده شده است که شهروندان مسلمان و اقلیتها حتی در صورت ادغام کامل در جامعه، با اتهامهای بیاساس و رویکردهای امنیتی مواجه میشوند.
برخورد با مسلمانان و حامیان حقوق بشر در اتحادیه اروپا، نشاندهنده عقبگرد شدید در آزادیهای این قاره است. نمایندگان و احزاب راستگرا و افراطی در ساختار سیاسی اروپا توانستهاند روایتهای نژادپرستانه و اسلامستیزانه را به بدنه اصلی تصمیمگیری وارد کنند و راهبرد رسمی اتحادیه در مواجهه با مسئله فلسطین را به ابزاری برای محدود کردن آزادیهای مذهبی و سیاسی اقلیتهای داخلی تبدیل سازند.
در نتیجه این سیاستها، فضای اجتماعی در شهرهای مختلف اروپایی مسموم شده و اعتماد میلیونها شهروند مسلمان به نظامهای قضایی و سیاسی اروپایی بهطور جدی آسیب دیده است. - بیشتر بخوانید: - پیامدهای سکوت نهادهای بینالمللی در قبال جنایتهای رژیم صهیونیستی و غرب - انفعال اروپا در قبال تحریمهای آمریکا علیه دیوان بینالمللی کیفری اروپا نه تنها نتوانسته نقش یک میانجی اخلاقی یا مدافع حقوق بینالملل را ایفا کند، بلکه با دامن زدن به نفرتپراکنی داخلی، امنیت اجتماعی خود را نیز به خطر انداخته است.
زوال اعتبار اخلاقی اروپا در افکار عمومی و جنوب جهانی در بخش پایانی این گزارش تحلیلی، گاردین به فرسایش شدید اعتبار بینالمللی اتحادیه اروپا در سطح جهان اشاره میکند. موضعگیریهای انفعالی و تناقضآمیز اتحادیه اروپا در برابر جانباختن دهها هزار غیرنظامی، نابودی زیرساختهای شهری و بحران قحطی در غزه، به شکاف عمیقی میان بروکسل و کشورهای جنوب جهانی (آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین) منجر شده است.
سران اروپایی همواره بر نظم بینالمللی مبتنی بر قانون تاکید میکردند، اما عملکرد آنها در قبال غزه نشان داد که این قوانین تنها در زمان منافع خاص سیاسی صادق هستند. سکوت در برابر نقض مکرر قوانین بینالمللی حقوق بشر و عدم اقدام موثر برای توقف خونریزی، این پیام را به کشورهای جهان مخابره کرد که ارزشهای حقوق بشری غرب ادعایی بیش نیستند.
گاردین در جمعبندی این گزارش هشدار داد که فرسایش معیارهای اخلاقی و دموکراتیک، پیامدهای ویرانگری برای خودِ دموکراسی در اروپا خواهد داشت. زمانی که آزادی بیان، حق تجمع مسالمتآمیز و دفاع از مظلوم در داخل مرزهای اروپا محدود و سرکوب شود، ساختارهای دموکراتیک درون این قاره نیز تضعیف شده و زمینه برای فروپاشی تدریجی حاکمیت قانون فراهم خواهد شد.