معدنکاریِ سرزمینفروشانه در بینالود و تَلکمر


معدنکاریِ سرزمینفروشانه در کشور ما پیشینهی چند دههای دارد، اما در دو سه سال اخیر شدتی بیسابقه یافته است.
حال آن که بیشترِ این فعالیتها فقط برای چند سال و برای عدهای اندکی ثروتی فراهم میکند و در پی آن کوه و دشتی مخروبه به جا میماند که هیچ گیاهی بر آن نمیروید، هیچ آبی درآن انباشت نمیشود، و گردوغباری که از آن برمیخیزد، به سینهی مردم فرومیرود و کشتزارها و باغها را میخشکاند. معدنکاریِ سرزمینفروشانه در کشور ما پیشینهی چند دههای دارد، اما در دو سه سال اخیر شدتی بیسابقه یافته است.
به هر گوشه و کنار که می رویم، از درههای سرسبز اطراف کوهستانهایی مانند کرکس و شاهوار و چلاو و محدودهی اسپهبد خورشید که بستر فرهنگهای دیرپا بودهاند، تا کوههایی که عنوانهای حفاظتشده، اثر طبیعی ملی، ذخیرهگاه زیستکره و شکارممنوع دارند مانند موته و تفتان و ارسباران و بینالود... همهجا در «بانک اهداف» معدنکاران قرار گرفته است.
مردمی که از تخریب مراتع، گردوغبارهای خفهکننده، نابود شدن منابع آب، و زخمهایی که چشمانداز زیستگاهشان را ناسور کرده، بارها و بارها اعتراض کردهاند. اما در این میان، دستگاههای دولتی بهجای شنیدن این اعتراضها و اصلاح رویکرد خود، به ماشین صدور مجوز برای فعالیتهای سرزمینسوز معدنی بدل شدهاند.
رشتهکوه بینالود در خراسانِ کمآب، با مهار کردن ابرهای بارانزا، بارندگیای با میانگین نزدیک به پنجاه سانتیمتر در سال به منطقه ارزانی میدارد و از اینرو نعمت بیمانندی برای یک پهنهی بسیار گسترده است. گذشته از زخمهایی که در چند دهه ی گذشته بر پیکر این رشتهکوه وارد شده، بهتازگی جادهای را که حدود بیست سال پیش (آن هم با توجیه نادرستِ خدماترسانی به عشایر) از سمت روستای «بار» در جنوبغربی کوهستان تا ارتفاع حدود دوهزار متر کشیده بودند، تعریض کرده و تا شمال قلهی بینالود و ارتفاع نزدیک به 2800 متر ادامه دادهاند.
آیا مسئولان حفاظت از منابع طبیعی و «اثر ملی» بینالود نمیدانند که جاده فقط عرض و طول خودش را خراب نمیکند، بلکه زیستگاهی را دو نیم میکند و بهویژه در کوهستان سبب رانش زمین و افزایش همیشگی و فزایندهی فرسایش خاک میشود؟! آیا سیلهای مخربِ ناشی از آسیب دیدن پوشش گیاهی و سست شدن خاک را ندیده و نمیشناسند؟!
آیا نمیدانند که معدنها همهجا منابع آب را مصرف میکنند و به کشاورزی و دامپروری آسیب میرسانند؟! ندیدهاند که چه آثار تاریخی بیمانندی، از جمله در همین کوهستان بینالود (معدن دیزدر) نابود شده یا آسیب کلی دیده؟!
و نمیدانند که حیات وحش در هرجا که فعالیت معدنی صورت میگیرد، پراکنده و منقرض می شود و کوههای بلند آخرین پناهگاه این مخلوقات است؟! کوه تلکمر در نزدیکی شهر دماوند هم چند سال است که با وجود مخالفتهای گستردهی مردم منطقه، همچنان آماج معدنکاری است.
در شهرستان دماوند حدود دویست معدن که بیشتر آنها معدنهای برداشت شن و ماسه و سنگ هستند، فعالیت دارند. این تعداد «سیاهچاله»ی تولید گردوخاک و نابودکنندهی پوشش گیاهی که چشمانداز و محیط کوهپیمایی شهر بزرگ دماوند را رو به تخریب کامل میبرد، هیچگونه توجیه محیط زیستی و اجتماعی ندارد.
معدنکاری و جادهکشی در بینالود و تلکمر، نمونههایی از یک فعالیت با آثار اجتماعی و محیط زیستی بسیار مخربِ جبرانناشدنی هستند که کمترین سازگاری با الگوی «زیست پایدار» ندارند. ۴۷۴۷